مهندس علی تقوی ؛ مدرّس امر به معروف و نهی از منکر

کارشناس علوم قرآن وحدیث (پژوهشگر و سخنران) حوزه تخصصی: امربه معروف ونهی از منکر

مهندس علی تقوی ؛ مدرّس امر به معروف و نهی از منکر

کارشناس علوم قرآن وحدیث (پژوهشگر و سخنران) حوزه تخصصی: امربه معروف ونهی از منکر

در این صفحه شما می توانید دل نوشته ها یا مطالب خود را بنویسید تا سایر بازدیدکنندگان نیز از آن بهره ببرند.

دلنوشته  (۷)

آقا هرجا میخوای حرف بزنی میگن:تو نمی فهمی ،تو بچه ای،برو سراغ درست،تو کاری به این کارا نداشته باش،اصلا به تو چه.....

بابا آدم نمیتونه حتی تو خانواده اش امر به معروف کنه.حالا بااخلاق و روش و شیوه میگیم.

آقا چقدر بگم در برم!؟

حالا دیگران ازمن فرار میکنن از بس گفتم.بابا یه نفری نمیشه نـــــــــــــــــــمـــــــــــــــــــــیشــــــــــه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 

پاسخ:
سلام علیکم
گروه تشکیل بدهید. اطرافیان را متمرکز کنید تا به کمکتان بیایند.
در این زمینه تجارب خوبی وجود دارد بحمدلله.
برای ثبت نام تربیت مربی دوره دومی دارید?
پاسخ:
سلام بر شما
ان شاءالله اطلاع رسانی خواهد شد.
۰۱ خرداد ۹۳ ، ۱۵:۳۷ نجمه پرنیان

و سلام نام پروردگار من است

مشکل از شماست!

مشکل از شماست جناب آقای خلیلی . کسی یادتان نداده بود بی خیالی ، فتوای واجب این روز هاست ؟ شاید هم مشکل از خانواده تان باشد ؛ ‌تقصیر آن هاست که "جامعه پذیر" بارتان نیاوردند . مگر باقی اهل عالم ، مزاحمت برای نوامیس را ندیده اند ؟ فکر کردید فقط خودتان خیلی خوب هستید ؟‌ فکر کرده اید ما بعد از شهادت شما روحیه امر به معروفمان بالا می رود ؟ فکر کرده اید زبان مبارکمان را خسته می کنیم که به آدم های دور و بر – نه آدم های وحشی مزاحم ناموس! - تذکر های ساده ی لسانی بدهیم ؟ چه فکری کردید و رفتید جلو ؟ ...

شما خطرناک بودید علی آقا ! برای جان جامعه ی بی صدای ما ضرر داشته اید . یحتمل باعث عربده کشی هم شده اید . آرامش مردم را همین شماها به هم می زنید . وگرنه آن شب هم همه چیز با آرامش برگزار می شد . مثل شب های دیگر ... مثل خیابان های دیگر ...مثل خانم های دیگر ...

  راستی اگر از فردا امثال شما بخواهند تذکر لسانی بدهند ، نظم و آرامش جامعه به هم نمی خورد ؟ چرا ! شما علاوه بر گناه نابخشودنی خودتان در ایجاد آلودگی صوتی باید بار گناه تمام جوان هایی که یکهو خدای ناکرده قلبشان برایتان به تپش می افتد و تذکر لسانی می دهند و باعث سر و صدا می شوند ، به دوش بکشید . حالا خودتان هیچ ! تکلیف آن جوان های خامی که از یک طلبه جوان ، سرمشق می گیرند چیست ؟! حتی یک لحظه با خودتان به باغ شهادتی که با آن جوان ها ، خواهید ساخت ، فکر نکردید ؟ متاسفم ... شما را باید اگر هم جان نمی دادید به جرم بزرگ بر هم زدن نظم و آرامش جامعه ی اسلامی و تشویق عملی دیگران به این کار اعدام می کردند !

  آقا مربی موسسه بهشت تهران ! ترسیدید دانش آموزانتان ، همان ها که داشتید از هیئت می رساندید خانه ، فکر کنند فقط اهل حرفید ؟ با خودتان نگفتید دیدن صحنه ی چاقو خوردن مربی شان ، چه تاثیر وحشتناکی بر روحیه ی لطیفشان خواهد گذاشت ؟ آقا معلم! بفرمایید تحویل بگیرید . دانش آموزانی تربیت کرده اید که فردا روز یحتمل می خواهند جلوی هر گناه ِعلنی ِ دردناکی بایستند . می دانید چه خواهد شد اگر بایستند ؟ دانش آموزان شما احتمالا می خواهند انتقام خونتان را از هر اراذل و اوباشی با تذکرات لسانی بگیرند . چرا شما به اراذل بی گناهی که گیر یک تا ! جوان مذهبی می افتند ، فکر نکردید آخر ؟!

از همه ی این ها بگذریم . حجم کاری قوه قضائیه را نمی گویید ؟ اگر هر دقیقه کسی مثل شما بخواهد از نوامیس مسلمانان دفاع کند و مجروح شود ، می دانید چه مصیبتی بر سر قوه قضائیه خواهد بارید ؟ می دانید چه دردسر بزرگی برای نهاد های انتظامی درست خواهد شد ؟‌ می دانید چه توقعی از قشر مذهبی ایجاد خواهد شد ؟ می دانید جامعه چه نگاه بدی خواهدداشت به مذهبی هایی که دم به دم فقط ادعا می کنند ؟ آه از دست خامی شما .

  می گویند جوان نوزده ساله ! آقای خلیلی ... نوزده سالگی سن کارهای بزرگ نیست .اینجا هیچ مسئولی هیچ جوان نوزده ساله ای را به رسمیت نمی شناسد . هیچ مسئولی از نظر هیچ جوان نوزده ساله ای استفاده نمی کند . هیچ مسئولی هیچ کاری دست جوان نوزده ساله نمی دهد . جوان نوزده ساله فقط ایام انتخابات مهم می شود . خواستید مردم را یاد جوان ها و جوانک های دفاع مقدس بیندازید ؟ خواستید بگویید نسل سوم انقلاب هم می تواند کارستان کند ؟ خواستید بگویید در باغ شهادت باز باز است ؟ در سکوت و مظلومیت تمام بر سر ما فریاد های بی پروا می کشید و مرد میدان می طلبید که تحمل دو سال درد و نیش با هم را داشته باشد ؟ خواستید لبخند بنشانید بر لب رهبر ؟ آه از دست شما و کار شما ...

آقای هیئتی ! من نمی دانم شما توی هیئت آن شب چه دریافت کرده بودید . ولی یاد بگیرید ! این همه آدم می روند هیئت ؛ لیتر لیتر شاک می ریزند ؛ کیلو کیلو آرایش است که با اشک پاک می شود ؛ ولی هیچ کدام برگشتنی از هیئت کار شما را نکردند . فکر می کنید چرا ؟ نه آقا ! به خاطر پیش نیامدن موقعیت نیست . ما موقعیتش هم پیش بیاید ، زره ضد گلوله هم باشد ، نمی رویم جلو ! ما با این روحیه های لطیف هیئتی و اشکی مان تحمل عربده ی هیچ بشری را نداریم . اصلا وقتش را هم نداریم . باید برویم برسیم به کار های هیئت . به کار های مدرسه دانشگاه مسجد ... امر به معروف کیلو چند آقا ؟ امر به معروف آن قدر شرایط دارد که اصلا بهش فکر هم نمی شود و نباید کرد .

امروز سه شنبه پنجم فروردین ماه سال 1393 شما مزاحم وقت و فکر شریف من شدید و با خبر فوتتان ، اذیتم کردید . ضمن این که این ها را هرگز نخواهم بخشید ، صرفا خواستم موارد بالا را یادآوری کنم تا مایه تذکر و عبرتی شود برای پیروان شما ! 

نجمه پرنیان

 

 *****************

متن را به مناسبت شهادت علی خلیلی ، طلبه ی شهید ناهی از منکر نوشته بودم .

موفق باشید

یازهرا

سلام استاد. چقدر خوشحالم چند روز پیش اومدم اینجا.  یک شبهه داشتم که برطرف شد. اون شبهه ای که داشتم درواقع یه بهانه بود و خوشحالم اینو فهمیدم. من بعضی روزها میشد فقط یک تذکر میدادم!!! ولی امروز 9 مورد تذکر دادم. البته می دونم باز هم کمه، راستش رو بخواهید شش هفت مورد از دستم در رفت ولی خب برای شروع خوب بود بنظرم!
من اوایل جاهل بودم. راستش قبل از حضور شما توی دانشگاهمون اصلا دغدغه امربه معروف و نهی از منکر رو نداشتم. بعد آگاه شدم ولی ترسو بودم. الان ترسم خیلی کمتر شده. انگار نهی از منکر مثل ورزش می مونه هر چی بیشتر انجامش بدی بهتر یاد میگیری و درواقع با انجام دادنشه که باید یادبگیریش نه اینکه بنشینی یه کنار به بهانه اینکه باید اول خوب و کامل یاد بگیرم بعد!
استاد خوش به سعادتتون که امر به این مهمی رو به این زیبایی احیا میکنید.
برای شما آرزوی سلامتی و عاقبت به خیری دارم

۱۳ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۲:۰۳ امیررضا طالقانی
سلام استاد تقوی.خوبید؟
بنده عضو جدید وبلاگتون هستم.
به وبلاگ ما سری بزنید و اگر خواستید ما را نیز پیوند کنید.
منتظر نظر شما در وبلاگمون هستیم.
خدا یار و یاورتان

سلام خواستم عرض کنم بنده شرایط خاص تربیت مربی که ذکر شده در سایت رو ندارم ....

میخواستم در این زمینه راهنمایی بفرمایید.

  سلام.خسته نباشید. من یه سوال داشتم که واقعا باهش درگیرم.بنده به وجوب امربه معروف کاملا معتقدم و سعی در انجام آن دارم. اما بنده در این زمینه خیلی خجالتی هستم و باعث میشود به سختی بتونی به فردی تذکر بدهم.و به همین دلیل از بیرون رفتن ترس دارم(واقعا میترسم) و دچار استرس میشوم.چون الان وضع حجاب در همه جای تهران افتضاحه و من هر وقت بیرون میرم مدام در این فکرم که به فلانی چطور تذکر بدم، به اون یکی چطور بگم و...خلاصه این خجالت باعث میشه نتونم تذکر بدم و دچار غم زیاد میشم و حالم اون روز فوق العاده بد میشه.و این باعث شده از بیرون رفتن لذت نبرم و فوبیا شرکت در جمع مردم پیدا کنم.میشه بنده رو راهنمایی کنید. خیلی حالم بده

ارسال دلنوشته

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
*کد نوای وبلاگ امر به معروف *